السيد محمد حسين الطهراني

34

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

أبو الحسن إصفهانىّ رحمة الله عليه رئيس نشده بود ، ما با رفقاى خودمان قرار گذاشتيم كه نگذاريم ايشان رئيس بشود ؛ زيرا كه او شايستهء رهبرى إسلام نبود ؛ و ليكن بعد از اينكه مرحوم آقا سيّد أبو الحسن رئيس شد ، من همهء رفقا را جمع كرده گفتم : ديگر دَم نزنيد ! زيرا امروز مخالفت با آقا سيّد أبو الحسن ، مخالفت با جعفر بن محمّد عليهما السّلام است . و عملًا هم به اين مطلب ملتزم بودند . يعنى نسبت به هر كسى كه موقعيّت و رياستى پيدا مىكرد و فرد شاخصى براى إسلام مىشد ، قلباً متواضع بود ؛ و عملًا هم به او خدمت مىكرد ؛ ولى قبل از اينكه رئيس بشود اينطور نبود . پدر ايشان در صحن مطهّر أمير المؤمنين عليه السّلام در نجف أشرف إقامة جماعت مىكرد و پس از فوت او ، إقامه جماعت ، اختصاص به مرحوم آقا شيخ حسين حلّى داشت ؛ أمّا ايشان استاد خود ، مرحوم نائينى را مقدّم داشتند ؛ و پس از مرحوم آية الله نائينى با آنكه از بهترين تلامذه او بود ، معذلك إقامة نماز را بجاى مرحوم نائينى قبول نكرد و آية الله حاج سيّد محسن حكيم إقامة جماعت نمودند . و ايشان از اين عمل استنكاف مىنمود و كراراً و مراراً ميگفت : كار من فقط تدريس است ؛ من طلبه هستم . نه فتوَى داد ، نه رساله‌اى منتشر نمود ؛ و نه نماز جماعت خواند . أمّا در درس و تحقيقات إلى ما شآء الله هر چه بگوئيد كم گفته‌ايد . ايشان به اندازهء يك صندوق تقريرات و تحقيقات و كتب مستقلّه در فقه و اصول دارد . صعوبت اجتهاد ، و تحرّز از فتوى و إمارت بر مسلمين يك مرتبه دربارهء اجتهاد و دقّتى كه علماء بزرگ داشتند ( كه تا چه حدّ از فتوَى دادن اجتناب مىكردند ؛ و خود را در معرض فتوى قرار نميدادند ؛ و از خداوند علىّ أعلى مىترسيدند ؛ با اينكه مجتهد بودند ، أمّا باز از إفتاء خوددارى مىكردند ؛ و شدّت تقوايشان اين مطلب را إيجاب مىكرد ) فرمود : بعضى از اين احتياطهائى كه در رساله‌ها هست و الاحوَطِ وجوبى است ، در أصل ، أحوطِ استحبابى است ؛ ليكن چون آن مجتهد مىخواهد از إبراز